همه‌چیز درباره دعانویس فاضل آباد با دیدی تازه

او فقط چند کلمه از آن را می‌دانست. پس از اهدای مدال به هر یک از گروه، آنها (به جز بزرگان) از اسب پیاده شدند و در عرض چند دقیقه کاملاً آشنا شدند. در این شیطانی زمان کاپیتان استوکس به همراه چند نفر از افسرانش به ساحل رسیده بود که تعداد گروه ما را تقریباً دو برابر تعداد خودشان کردند: با این وجود آنها همزاد نه ترسی نشان دادند و نه ناراحتی. زن که نامش ماریا بود، می‌خواست بسیار خوش‌برخورد طلسم شیاطین باشد. او به من گفت که آن مرد شوهرش است و پنج فرزند دارد. یکی از مردان جوان،

کافر که بعداً دعانویس فهمیدیم پسر ماریا است، که از افراد اصلی قبیله بود، سوار بر اسب بسیار زیبایی بود، به خوبی آرایش شده و مجهز به افسار و زینی بود که می‌توانست برای یک سوارکار محترم بوئنوس آیرس یا مونته ویدئو اعتبار ایجاد کند. بندر گز مرد جوان، توسل مانند گاچوهای بوئنوس آیرس، مهمیزهای برنجی سنگینی به سر داشت. ظاهر نوجوانانه و زنانه‌ی این جوان باعث شد فکر کنیم او دختر ماریا است و تا ملاقات اجنه غیر مسلمان بعدی که اشتباهمان آشکار شد، متوجه این موضوع نشدیم. نبود ریش مقدس و سبیل به دعا طلسم نویس همه مردان جوان ظاهری طلسمات بسیار

زنانه می‌دهد و بسیاری از آنها طلسم را نمی‌توان از نظر شیاطین ظاهری از زنان تشخیص داد، مگر از روی نحوه‌ی پیچیدن شنل‌هایشان به دور خود و از روی موهایشان که دعا به بالا جمع شده و با رشته‌ای دین از نخ تابیده محصور شده است. زنان شنل خود را مانند شال روی سینه می‌اندازند و آن را با دو سنجاق یا سیخ آهنی که دور آنها رشته‌های پیچ خورده‌ای از مهره و سایر زیورآلات قرار دارد، به هم می‌بندند. آنها همچنین موهای خود را تقسیم می‌کنند و به صورت گیسوان بلند یا دم جمع می‌کنند که کیمیاگری جلوی هر

گوش یکی آویزان ابطال کردن جادو است. و کسانی که موهای کوتاهی دارند، دم‌های مصنوعی از موی اسب می‌پوشند.{19}زنان نوعی زیرپوش و مردان به جای شلوارک، یک تکه پوست مثلثی شکل می‌پوشند. هر دو جنس سوار بر اسب می‌نشینند، دعا دعانویس اما زنان هنگام سوارکاری بر روی انبوهی از پوست و شنل می‌پوشند. زین و رکاب مورد استفاده مردان حرز شبیه زین و رکاب بوئنوس آیرس است. لگام‌ها نیز عموماً از جنس فولاد هستند؛ اما کسانی شیطان که نمی‌توانند لگام فولادی تهیه کنند، نوعی لگام چوبی دارند طلسم که البته باید مرتباً تعویض شود. هر دو جنس چکمه‌هایی از پوست پاهای فرشتگان

عقب اسب می‌پوشند که قسمت‌های اطراف مفصل‌های پس‌زانو برای پاشنه‌ها استفاده می‌شود. برای مهمیز، از تکه‌های چوب نوک‌تیز استفاده می‌کنند که با آهن نوک‌تیز شده‌اند و از هر طرف پاشنه دو گلباف یا سه اینچ به عقب بیرون زده‌اند، از پشت با یک بند پهن پوست به مذهب هم متصل شده‌اند و زیر پا و روی پا با بند دیگری بسته جادوگر رمال شده‌اند. تنها دعانویس سلاح‌هایی که ما با این افراد مشاهده کردیم «بولاها» یا توپ‌ها بودند که دقیقاً مشابه سلاح‌های مورد استفاده گالیکش سرخپوستان پامپاس بودند؛ اما آنها برای شکار مناسب‌تر از حمله یا دفاع هستند. برخی از

آنها با سه توپ تجهیز شده‌اند، اما به طور کلی فقط دو ارواح توپ وجود دارد. رمل این توپ‌ها از کیسه‌های کوچک یا کیسه‌های پوست ساخته شده‌اند که مرطوب شده، با تعویذ پیریت‌های آهن یا ماده سنگین دیگری پر شده‌اند و سپس خشک شده‌اند. آنها تقریباً به اندازه یک تخم مرغ هستند و به انتهای یک تسمه به طول سه یا چهار یارد نسخ خطی متصل شده‌اند. برای استفاده از آنها، یک روح توپ در دست گرفته می‌شود طلسم و دیگری چندین بار دور سر چرخانده می‌شود تا زمانی که هر دو به سمت شیء پرتاب شوند، که به ندرت فرشتگان

از دست می‌رود. فاضل آباد آنها به شدت دور آن می‌چرخند و اگر حیوان باشد، آن را به پایین پرتاب می‌کنند. بولاها، با سه توپ، که شماره ملا به طور مشابه به هم جفر متصل شده‌اند، به همان شیوه پرتاب می‌شوند. از آنجایی که وقت بیشتری برایمان باقی نمانده بود، سوار کشتی شدیم و هنگام ترک بومیان، قولشان را برای آوردن مقداری مشرکان گوشت گواناکو به آنها یادآوری کردیم. کشتی‌ها به کمک جزر و مد، از تنگه دوم به سمت باد حرکت کردند و به لنگرگاهی خارج از قدرت جزر و مد رسیدند، اما در موقعیتی بی‌حفاظ. باد بسیار شدید و خلاف

جهت جزر و مد بود و کشتی حرکت زیادی داشت که مسافران پاتاگونیایی ما را بسیار بیمار کرد و جادو سیاه از اینکه به خودشان اجازه داده بودند روی آب بمانند، از صمیم نماز خواندن قلب پشیمان شدند. یکی از آنها با چشمانی اشکبار التماس کرد
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.