چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۰۴
گذرا و گاهبهگاه از بالای درختی به رشتهکوهها بود که مسیرمان را با آنها هدایت شیطانی میکردیم. با این حال، دو ساعت از این نوع کار با دیدن دریای بزرگ جنوب پاداش داده شد. تلاش برای توصیف کافی تضاد منظرهای که هنگام خروج از این جنگل تاریک جادوگر با صحنه آرام و دیرهنگام به نمایش حاجت گرفتن گذاشته بودیم، بیهوده خواهد بود. خلیجی که قایق خود را در آن پیاده کردیم، شبیه یک دریاچه کوهستانی آرام و منزوی بود، بدون هیچ موجی بر روی آبهایش: ساحلی که اکنون در آن ایستاده بودیم، دعانویس مانند یک ساحل وحشتناک صخرهای بود که توسطموجهای سهمگین اقیانوسی بیکران، که توسط بادهای توسل غربی تقریباً بیوقفه رانده میشد، شلاق میخورد. «دید ما از ساحل از کلیسا هر طرف توسط دماغههای کوهستانی و صخرهای محدود جادو سیاه میشد: در شمالیترین قسمت، که من آن را دماغه رپر مینامیدم، صخرهها و صخرههای شکنندهای وجود داشت که تقریباً یک مایل به سمت دریا امتداد داشتند. پس از طی چند جهتی که فرشتگان موقعیت ما به ما امکان میداد، به سمت قایق برگشتیم و با کمک ردهایی که روی درختان گذاشته بودیم، در عرض یک ساعت قدیس و چهل و سه دقیقه به آن رسیدیم.» «محیط بعضی از درختان راش
این جنگل پانزده فوت بود؛ اما من متوجه هیچ تفاوتی در نوع آنها با درختانی که قبلاً در پورت اوتوی مشاهده شده بودند، نشدم. تنها موجودات زندهای که علوم غریبه دیدیم چند چکاوک بودند؛ حتی یک حشره هم در مسیر پیادهروی ما پیدا نشد. در شیاطین بستر برخی از نهرهایی که جنگل را قطع عبادت کردن میکردند، شنهای درخشان و بینظیری وجود داشت که آنقدر شبیه طلا بودند که برخی از اعضای گروه ما آنها را با خود حمل میکردند.»{۱۷۲}کیسهای پر از آب برای آزمایش در جادو کشتی. همانطور شیطان که حدس زده بودم، معلوم شد که آن مادهی درخشان، ذرات میکایی
گرانیت متلاشی شده است. خوشبختانه ما نهرهایی شبیه به آنچه شاعر سروده بود، کشف کردیم. «که کفِ او کهربا و سنگریزهاش کافر طلاست.» {۱۷۳} فصل یازدهم ترک پورت اوتوی—سان نسخ خطی کوئینتینز ساوند—خلیج پنیاس—بندر کلی—جزیره سنت خاویر—مرگ گروهبان لیندسی—پورت خاویر—خلیج ایگناسیو—دهانه کانال—آب و هوای بد—موقعیت اجنه غیر مسلمان خطرناک—از دست دادن جوزم یال—لیست بیماری—بازگشت به پورت اوتوی—از آنجا به پورت فمین—خلیج گرگوری—بومیان—گوشت گواناکو—اسکانک—کرکسها—برزیلیها—خوانیکو—کاپیتان فاستر—تغییر افسران. کشتی بیگل نماز خواندن اعمال صالح روز بعد به بندر اوتوی بازگشت و در فاصلهای که هوا بهتر بود، مشاهدات لازم برای تعیین عرض و طول جغرافیایی بندر و درجهبندی کرنومترها را انجام داد. رمل دفتر خاطرات کاپیتان استوکس در
۱۹ مه ادامه مییابد: «ما بندر اوتوی را ترک کردیم و به محض اینکه از ورودی آن عبور کردیم، به سمت شمال به مریوان سمت شرق حرکت کردیم. تمام آن دسته از جزایر را که در نقشه به عنوان «جزایر دریایی» مشخص شدهاند، به سمت شمال رها کردیم و به فاصله موکل جن یک مایل از ساحل شرقی رفتیم. از آنجا چهار و نیم مایل موازی با جهت ساحل شرق به جنوب شرقی (مجازی) و با فاصله متوسط یک مایل از ساحل حرکت کردیم. نمای بخشهای ابطال کردن جادو دعا شرقی و غربی دعا این خلیج بسیار متفاوت است و این مقایسه بیشتر
به ضرر خلیج شرقی کوهبنان است. رشته دعانویس کوههای برهنه، ناهموار و صخرهای اکنون خود را نشان میدادند و هر جا که جنگل دیده میشد، همیشه کوتاه طلسم و کج و معوج بود. یک دعانویس موج دعانویس بلند به ساحل نزدیک میشد و همه چیز به نظر میرسید که نشان دهنده یک ساحل طوفانی و نامساعد است. چند خلیج جفر و خور وجود دارد احضار که عمق لنگرگاه آنها زیاد است و کف نسبتاً خوبی از شن درشت تیره دارند: اما علفهای هرز سنگی در قسمتهای وسیعی مقدس مقدس در برخی حرز از آنها دیده میشود.» به زمینهای ناپاک اشاره
جفت روحی دارد؛ و همه آنها کم و بیش در معرض دید هستند و بسیار ناامن. با نزدیک شدن به شب، هوا بارانی دین و غلیظ شد؛ بنابراین وقتی به خلیجی رسیدم که روح به نظر میرسید دعا ناامنتر از خلیجهای دیگری است که از آنها طلسم نویس عبور شماره ملا کردیم، به داخل قایق رفتم و حدود ساعت هفت بعد از ظهر ، تنها با کاهش تدریجی عمقیابیهایمان، از{۱۷۴}چهارده تا هشت فاتوم، و صدای موج، به لنگر افتاد. «صبح روز بعد (بیستم) متوجه شدیم که در خلیج کوچکی، در حدود نیم مایلی ساحل شنی، لنگر انداختهایم که موجهای طلسم خروشان آن چنان
شدید بودند که مانع از فرود ما در هر جایی بانه میشدند. ما کاملاً در معرض بادهای جنوب غربی و دریای مواج و سنگین بودیم؛ و موجها در تمام نقاط ارتباط ما را با ساحل قطع میکردند . نسیمی از جنوب غربی، خروج را
- ۱۷ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر