ماکو

هومنی ها

ماکو

۵ بازديد
هستند و هرگز تغییر نمی‌کنند. او اعلام کرد: «من باید یک دروازه جدید داشته باشم، جایی که اکنون پاتوق «فاکس اند بول» قرار دارد. حال و هوای روستایی زیبایی بر کل منطقه حاکم است. چیزی که من می‌خواهم دروازه‌ای است که شیر فاضلاب قدیمی اکنون در آن کپک زده جادو و طلسمات و در کنار خندقی از کثافت و عفونت قرار گرفته است. باید نوعی پل روستایی کوچک روی آن ساخته شود، که بدون جلوه زیبا نخواهد بود.» از لرد دانکنون، از «جنگل‌ها و جنگل‌ها»، درخواست شد، اما او از اعطای این لطف، به دلیل موقعیت مکانی در گوشه هاید پارک، خودداری کرد - «ایجاد یک گذرگاه دیگر در نزدیکی آن مطلوب نخواهد بود.» چه کتاب سرگرم‌کننده‌ای می‌توان در مورد دلایل خردمندانه‌ای ماکو که مردم عادی برای عدم انجام طرح‌ها ارائه می‌دهند، نوشت،

که با پیشگویی خردمندانه لرد پالمرستون در مورد کانال سوئز آغاز می‌شود! جالب‌تر اینکه کمی آن‌طرف‌تر به آلبرت تراس، یکی از جذاب‌ترین مکان‌های لندن از نظر منظره‌ی پشت سرش، بروید، هرچند نمای جلویی غبارآلود طلسم نویس و پر سر و صدا بهترین دعانویس شهر و شاید ناخوشایند باشد. اما صبح‌ها، می‌توانید به پارک طوری نگاه کنید که انگار در زمین خودتان هستید. چارلز رید، نویسنده‌ی «هیچ‌وقت برای تعمیر دیر نیست»، یکی از نابغه‌های آن زمان، در اینجا ساکن بود، هرچند زمانی دوستان و دیگران را بهترین دعانویس شهر با کتیبه‌ی عجیب روی دیوار باغش - به خوبی به یاد دارم که با تعجب حروف بزرگ روی جان‌پناه را خواندم - «تاکستان نابوت» گیج کرده بود: اعتراضی علیه شاهین دژ صاحبخانه که «به شدت به دعا ضررش» به ملک اجاره‌ای‌اش دعا طمع داشت و بازسازی آن به شکل

تراس‌های بلگراویایی. اکنون یکی بهترین دعانویس شهر از آن رشته ساختمان‌های جادو و طلسمات غول‌پیکر برای نگهداری مستاجران بی‌شمار، و با چنان محبوبیتی، در حال ساخت است. طلسم نویس به زودی تمام تراس کوچک قدیمی، با باغ‌های دلپذیرش، ناپدید خواهد شد. با بازگشت به گوشه خیابان، از همیلتون پلیس عبور می‌کنیم، اخیراً - هرچند به نظر می‌رسد مدت‌ها پیش - یک بن‌بست بوده و هیچ گذرگاه مبتذلی وجود نداشته است. چه جنجالی که مدگرایانِ تسخیرشده وقتی پیشنهاد بازگشایی آن برای رفت نقده و آمد عمومی را دادند! اکنون بهترین دعانویس شهر واگن‌ها و جادو و طلسمات تاکسی‌ها طلسم نویس طلسم نویس از میان محوطه مقدس عبور می‌کنند و به طلسم سختی می‌توان به این واقعیت که جادو و طلسمات اخیراً یک محوطه بسته و متروک بوده است، اعتماد کرد.

در اینجا صدراعظم پیر الدون زندگی می‌کرد که به عنوان شخصیتی بسیار محترم، در طول محاکمه ملکه به طرز بسیار خنده‌داری به ستوه آمد. دولت موافقت کرده بود که به جای کاخ، یک خانه شهری برای او پیدا کند و دوستانش از روی بدخواهی یکی را طلسم در همیلتون پلیس، طلسم نویس در همسایگی صدراعظم، انتخاب کردند. وحشت و رنج این آقا پیر را می‌توان پیرانشهر درک کرد، زیرا این خانم نجیب همیشه توسط جمعیت فریادزن جادو و طلسمات به خانه برده می‌شد و در حالی که دوستش، آلدرمن وود، بهترین دعانویس شهر سخنرانی می‌کرد، در پنجره‌ها ظاهر می‌شد. او به دولت نوشت که اگر این اجازه داده شود، او را همزمان از خانه و دفترش بیرون خواهند کرد.

دولت بر این اساس دستورالعمل‌هایی صادر کرد؛ اما ملکه{81}به نظر می‌رسید دوستان ن از دلخوری او دلخور شده بودند و پیشنهاد دادند که برای خرید آن خانه و نه خانه دیگری، حق اشتراک بپردازند. صدراعظم بیچاره در واقع مجبور بود آن را بخرد، زیرا تنها راه نجات طلسم خود از آزار و اذیت بود، هرچند آنقدر خوش شانس بود که دوباره آن را بدون ضرر فروخت. می‌توان اشاره کرد که بقایایی در لندن وجود دارد که تقریباً بوی دوران فئودالی را می‌دهد. همه ممکن است متوجه آن «بارهایی» شوند که در مناطق خاصی، چه مد روز و چه هادیشهر قبلاً مد روز، نگهداری می‌شوند و به شدت گزینشی نگه داشته می‌شوند، نگهبانان به شدت از عبور گاری یا گاری بازاری پرباری که می‌خواهد از آنجا عبور کند، خودداری می‌کنند.

هیچ یک از این طبقه پذیرفته نمی‌شوند، اما در محوطه محصور کار می‌کنند. این مانند یکی از امتیازات اشراف در آستانه انقلاب فرانسه است. عجیب‌تر این است که در یک روز خاص از سال، اعلیحضرت بدفورد «بارهای» خود را در میدان گوردون، خیابان گوور و سایر نقاط آن منطقه به طور کامل می‌بندد و تاکسی‌های پر از چمدان که به سمت یوستون و کینگ کراس می‌روند، باید تا حد امکان از طریق جاده‌های فرعی رفت و آمد کنند. این کار برای «زنده نگه داشتن» حق انجام می‌شود، اما به نظر می‌رسد چیز وحشتناکی باشد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.