درچه

هومنی ها

درچه

۵ بازديد
بادت، را برای دوستانت نگه دار. من تا جایی که می‌توانم با گفتن سخنان زیبا در مورد تو به مقدسین و فرشتگان قبل از آمدنت، قدردانی خود را نشان جادو و طلسمات خواهم داد. با احترام به همه کسانی که با تو هستند. جی پی سی «مک» تا آخر دعا مثل زالو به او چسبیده بود. پسر کوران می‌نویسد: «وقتی با آقای مک‌نالی در محوطه‌ی خانه‌اش قدم می‌زد، با آرامش و تسلیم از اتفاق قریب‌الوقوع صحبت می‌کرد: من آب می‌شوم (گفت) و نیستم از خاکی قوی‌تر از بهترین دعانویس شهر خاک‌های دیگر. « کاش همه چیز تمام درچه شده بود. »[512] عروس کوران می‌نویسد: «وصیت‌نامه‌ی کوران که در خانه دارم، مورخ ۱۴ سپتامبر ۱۸۱۶ و متمم آن ۵ سپتامبر ۱۸۱۷ است؛ امضای ریچارد طلسم نویس لانرگان و لئونارد مک‌نالی (به عنوان شاهد) روی آن است.

لانرگان سردبیر «کاریک مورنینگ پست»، یک ارگان محبوب، بود. اولین مقاله از مجموعه‌ای از مقالات درباره‌ی تئاتر دوبلین، با امضای «LMN»، طلسم در این مجله در ۱۶ دسامبر ۱۸۱۷ منتشر شد: یک نمایشنامه اخلاقی و خوش‌ساخت [که او می‌نویسد] برای جامعه در کل، فایده واقعی‌تری از تمام رجزخوانی‌های متکبرانه‌ی سخنوران خشکه‌مقدس دارد. برای طلسم نویس اهل ادب، این درام، پس از آنکه فهمشان در سردرگمی‌ها غرق شده یا قوای فکری‌شان با مطالعه‌ی مداوم تحت فشار قرار گرفته، تفریحی بسیار لذت‌بخش فراهم می‌کند. چه تار و پودی درهم تنیده ایم ما وقتی برای اولین بار فریب دادن را تمرین می‌کنیم. [صفحه ۲۰۴] فارانِ بزرگ کار خود را در دوبلین آغاز کرد و انتقاد راوند مک‌نالی به موفقیت آن کمک کرد.

خانم ادوین، خانم والستین، فولام، ویلیامز، یانگ، همه با زیرکی نقد شدند. او گفت لازم نیست یک تراژدی‌نویس مثل شیر غرش کند، یا یک کمدین مثل اسب پوزخند بزند. دو نامه جادو و طلسمات با امضای «LMN» از نقش خانم ادوین که با بی‌مهری مواجه شده بود، حمایت می‌کنند. جمله پایانی مشخص است: «اجازه دهید، خانم، به شما اطلاع دهم که در حالی که من به مدیحه‌سرایی شما ادامه می‌دهم، هرگز مرا نخواهید شناخت. همه پیرمردها کم و بیش عجیب و غریب هستند. من هوس‌های خودم را دارم و یکی از آنها این است که دوست ندارم برای انجام کاری که فکر می‌کنم وظیفه‌ام است از من تشکر شود.» روابط دوستانه‌ای بین روزنامه‌نگار محبوب و نویسنده‌اش برقرار شد، اما قهدریجان در نهایت به نظر می‌رسد که کمی تیره و تار شده است.

روزنامه با دشمن بهترین دعانویس شهر بسیار سرسخت اصول مردمی، جک گیفارد، معروف به «سگ در دفتر»، به مشکل برخورد. فضولی مک‌نالی، اگر نیت عمیق‌تری نداشته باشد، توسط لونرگان در کتاب «رهبر عجول ۱۷ سپتامبر ۱۸۱۸» نشان داده شده است - بهترین دعانویس شهر حروف ایتالیک از اوست: آقای جان گیفارد در مقابل «مورنینگ پست». طلسم جادو و طلسمات ما پیش‌بینی نمی‌کردیم و نمی‌توانستیم پیش‌بینی کنیم که تلاشی برای وادار کردن دفتردار به تعیین روزی برای محاکمه، مثلاً پنجشنبه (همین امروز!) انجام شود. حال، قطعاً قصد ما این نیست که صاحب بهترین دعانویس شهر این روزنامه، در ملاقات حضوری با اعضای هیئت مدیره در دادگاه یا جای دیگر، یک داران ساعت تأخیر غیرضروری دعا داشته باشد.

با این حال، فوق‌العاده بود که روزی جادو و طلسمات به این زودی درخواست شود و طلسم نویس این درخواست در زمانی مطرح شود که ما حتی از پیدا شدن لوایح هم بی‌خبر باشیم! این دادرسی، طلسم که از جهات دیگر منحصر به فرد است ، به همان اندازه در این اضطراب شدید برای تسریع در پیشبرد امور بی‌سابقه است . دفتردار این عجله بسیار مشکوک را تأیید نکرد. او مانند یک قاضی درستکار، طلسم نویس از منافع غایبان محافظت می‌کرد. او گفت تعیین یا عدم تعیین روز دادگاه اهمیت چندانی ندارد، زیرا طلسم گمان می‌کند فولاد شهر که رسیدگی به این پرونده به جلسات بعدی موکول خواهد شد.

آقای ام. نالی - «متوجه هستم، سرورم، آنها قصد عبور تقریباً [از مرز] را ندارند . فرض کنید جناب عالی پنجشنبه‌ی آینده را اعلام کنید. » ضبط‌کننده - «نه، آقای ام. نالی. من نمی‌توانم روزی را برای محاکمه تعیین کنم.»[صفحه ۲۰۵] از کیفرخواستی که تازه پیدا شده؛ مخصوصاً که هیچ دلیلی، تا جادو و طلسمات جایی که من متوجه می‌شوم، برای چنین عجله‌ای وجود ندارد . ما این متن را از یکی از روزنامه‌ها استخراج کرده‌ایم. اگر درست باشد، می‌توانیم از آقای ام.نالی بپرسیم که چه کسی به او دستور داده از طرف ما صحبت کند ؟ ما هیچ وکیل یا نماینده‌ای حاضر نبودیم - پس چگونه آن آقای محترم، با تمام زیرکی و هوشمندی‌اش، می‌توانست نیت ما را بفهمد ؟ آقای ام.نالی، با توجه به اینکه هیچ‌کس حاضر نبود از طرف
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.